بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي

183

التوسل إلى الترسل ( فارسى )

نيايد ، و جمل و تفاصيل آن بدالت بيان و آلت قلم رقم نپذيرد ، ايزد تعالى بفيضان نور لطف خويش صبح صادق « 1 » آن سعادت را بمطالع اميد رساناد « 2 » ، و از « 3 » نعمت موالات بتيسير « 4 » اسباب ملاقات برخوردارى دهاد ، انه ولى التحقيق و بالأجابة حقيق . بهر وقت معتمدان مجلس رفيع ( زيد رفعة « 5 » ) كه از راه اختصاص حكم خدمتگاران خاص اين جانب دارند ميرسند ، و بشارت انتظام سلك مملكت « 6 » و اتساق امور دولت مىآرند و اهتزازى كه غايت اتحاد اقتضا كند روى مىنمايد ، و در ساحت دل و عرصهء اميد تبجح و تفسح مىافزايد ، بر دوام باد . بتازگى فلان ادام الله تمكينه - كه در خدمتگارى آن دولت بسيار جانسپارى نموده است و در كوى شفقت گوى سبقت از ديگر « 7 » خدمتگاران مخلص ربوده و بازين همه يگانهء اماثل عالم است « 8 » و كسوت بزرگى بطراز فضايل او معلم - بدين جانب رسيد ، و خطاب بزرگوارى « 9 » - كه برقم اخلاص ارتسام ( يافته بود و باملاء « 10 » ) موالات تحرير افتاده و از « 11 » سر عقيدتى صافى ( صادر گشته « 12 » ) - با رعايت شرايط ادب چنان كه از چنوى سزد تبليغ كرد ، و پيغامى كه متحمل اعبأ آن بود بعبارتى كه نطاق عبارت از احاطت محاسن « 13 » قاصر آيد و دست بيان بدامن محامد آن نرسد رسانيد « 14 » ، و بعد از آن‌كه دل و جان بدان تلطف و تعطف مستبشر شد و آثار صدق اتحاد از مطاوى آن منتشر گشت بر همت عالى و وفور معالى مجلس رفيع رفعه الله كه در صف خدمت چنين خدمتگاران شايسته ايستادند « 15 » و بر چمن حضرت چنين نهالهاى بديع نشاند محمدتهاى وافر گفته شد ، و در كمال فضايل و حسن شمايل « 16 » اعتقاد بنيكويى مزيد يافت ، چه درگاه او به حمد اللّه بارباب هنر

--> ( 1 ) سا . ( 2 ) ضا ، به حمد و آله . ( 3 ) و آن . ( 4 ) يتسير . ( 5 ) زيدت رفعته . ( 6 ) ملك . ( 7 ) دگر . ( 8 ) عالم . ( 9 ) بزرگوار . ( 10 ) يافته است بامتلاء . ( 11 ) از . ( 12 ) ظاهر گشته و صادر شده . ( 13 ) ضا ، آن . ( 14 ) رسانيده . ( 15 ) استاند . ( 16 ) ضا ، آن مجلس .